محاربه در قانون و قرآن

خرید بک لینک

این روزها بحث محاربه داغ است و فضای نت و فجازی پر است از نظرات حقوقدانان که صاحبان فضل این قوم غالبا به صدور و اجرای احکام این روزها معترضند. جناب دکتر برهانی استاد دانشگاه تهران هم که مطالبشان و مناظرهشان انتشار وسیعی داشته و بسیاری شنیدهاند.

از لحاظ فقهی و در بخش عنصر مادی دستکم سه بحث مطرح است:

۱.موضوعیت سلاح یا طریقیت آن

۲.چیستی سلاح

۳.نحوه به کارگیری سلاح

به زبان ساده یعنی اینکه به کارگرفتن سلاح در محاربه لازم است یا نه؟ سلاح باید عرفا سلاح باشد مثل شمشیر و تفنگ یا هرچیزی که بتوان به دیگران آسیب زد مثل سنگ و چوب و آتشزدن؟ و دیگر اینکه آیا فقط حمل سلاح کافی است یا حتما باید آن را نمایان سازد و به کار بگیرد؟

در عنصر روانی هم بحث بر سر آن است که محارب قصد ارعاب و ترساندن مردم را دارد و به قصد مال و ناموس و جان آدمیان کشف سلاح میکند.البته در عمل هم باید به ترس و سلب امنیت مردم بیانجامد. وگرنه محاربه محقق نمیشود. ماده۲۷۹قانون و مواد بعدی نیز همین را پذیرفتهاست.

پروندههای قتل متعددی داشتهام که در آنها متهم سلاح سرد یا گرم را مکشوف ساخته و بعد از قدرتنمایی و در درگیری قتلی واقع شده است.مثلا در یک مورد موکل در درگیری با چند نفر شمشیری را درآورده بود و وسط خیابان چرخانده بود و چند نفر را زخمی کرده و یک نفر هم در میان این درگیری به قتل رسید.در موردی دیگر هم متهمین با سلاح کلاشینکف وارد کوچه و بعد وارد خانه شده بوده و در درگیری تمامی افراد حاضر در خانه کشته شده بودند.بعد هم اسلحه به دست از خانه خارج شده و رفته بودند. نیازی نیست که توضیح بدهم در این موارد همه افراد حاضر در آن محل و محله از ترس به کنجی خریده بودند و برخیشان حتی جرات نگاه کردن هم نداشتند. یعنی هم تشهیر سلاح صورت گرفته و هم سلب امنیت واقع شده. اما در هیچیک از این پروندهها حتی اتهام محاربه نیز مطرح نشده و پرونده صرفا جنایی محسوب و نهایتا یک اتهام دیگر یعنی قدرتنمایی با سلاح مطرح شده بود که مجازاتش زندان است. یکی از دلایلش هم آنکه متهم قصد ارعاب مردم را نداشته است. رسیدگی به این پروندهها نیز با وجود مدارک و ادله فراوان حداقل دوسال و بعضا ۴/۵ سال به طول میxadانجامد.

فوریت رسیدگی و اجرای حکم مرگ در این روزها برای هر کس که یک بار گذرش دادگستری افتاده باشد حیرت انگیز است.شما در سادهترین پروندهها هم نمیبینید رسیدگی و اجرای حکم ۲۰/۳۰روزه یا نهایتا ۲/۳ ماهه صورت بگیرد. در این موارد که با مجازات مرگ مواجهیم قاعده احتیاط در دماءاقتضا دارد دستکم در اجرا درنگ کنیم. این اقدامات ظن آلوده شدن قضا به سیاست را دامن میزند حال آنxadکه شکی نیست که قضا باید مستقل از سیاست باشد وگرنه ذبح عدالت بعید نیست.

از سوی دیگر نادیدهگرفتن حقوق متهم همچون حق داشتن وکیل تعیینی مستقل حتی در فرض ثبوت جرم با قانون اساسی(اصل۳۵)و قانون آیین دادرسی کیفری/مدنی(مواد مختلف) مصوب مجلس خودمان هم سازگار نیست؛ بگذریم از حقوق بشر که برخی با شنیدن اسمش برمیآشوبند.عجیب است که نماینده مجلس این قوانین را نمیداند!

همxadچنین به نظر میرسد که دیگر مواد آیین دادرسی نیز نادیده گرفته شده و هر طور حساب کنیم رسیدگی و اجرای حکم مرگ این متهمین ظرف۲۰/۳۰روز قانونی نیست. مواعد قانونی از قبیل فاصله زمانی ۵روزه(ماده۱۷۱)، زمان۱۰روزه جهت اعلام ایرادات از سوی متهم (ماده۳۸۷) یا فرصت اعتراض۲۰روزه (ماده۴۳۱) حداقل آنهاست. بگذریم از رفتوآمدهای اداری رسیدگی به پرونده. فقدان رعایتِ این قوانین ق.ق را در مظان اتهام قرار میدهد و نبود شفافیت قضایی زمینه زدن هر برچسبی را فراهم میکند.

از لحاظ فقهی بحث بسیار است و باید به متخصصینش سپرد.اما به عنوان کسی که در متن قرآنی پژوهش میکند باید بگویم برخی همکاران با استناد به شأن نزول این آیه به نقد این آراء پرداختند که قابل تامل بود. اما چون روایات شأن نزول همیشه محل نقد بوده تدقیق در متن آیه از اهمیت بسزایی برخوردار است. مطابق آیه۳۳مائده جزای محارب کشتهشدن، به دارآویختهشدن، قطع دستوپا و تبعید است. اقلیت فقها با استناد بر عموم و اطلاق آیه قیودی مثل لزوم وجود سلاح را هم انکار کردهاند. اما اگر قرار باشد فقط به قرآن بسنده کنیم ابتدای آیه در رد این تفسیر کفایت است:

...الذین یحاربون الله و رسوله...

همین مقدمه بسیاری امور را زیر سوال میبرد چرا که رسول اکرم حضور و حیات دنیوی ندارند که کسی علیه ایشان بشورد و دستکم رفتار اعدام شدگان این روزها مصداق جنگ با خدا نیست. ممکن است کسی مدعی باشد که این حکومت به نیابت از رسول است، اما دقت شود که در آیه سخنی از قائممقام و نماینده رسول نیست. لذا براساس نص قرآنی در اجرای این حدود مرگ در هر حکومتی غیر از حکومت رسول تردید جدی است.

همچنین در قانون و قرآن این مجازاتها۴دستهاند. بسیاری به تخییریبودن انتخاب آنها نظر دارند اما با توجه به اصل تناسب جرم و مجازات که از قضا در قرآن هم بدان اشاره رفته،تناسب مجازات با جرم از بدیهیات حقوق ماست.کمال بیانصافی و بیعدالتی است اگر فردی که مثلا در خیابان قدارهای چرخانده و صرفا به کسی آسیبی زده و مثلا زخمی سطحی به فردی وارد کرده، مانند کسی مجازات شود که با سلاح گرم یا سرد به جان و ناموس و مال مردم تعرض کرده و کسی را به قتل رسانده. عقل سلیم و انصاف روا نمیدارد که هر دو را اعدام کنیم.

برخی حقوقخواندهها حرفهایی میزنند که باید از آن گذشت اما در پی اظهارنظر یا ابراز خوشحالی برخی غیرمتخصصین و عوام که با شنیدن چند سخن از دهان یک منبری و چند برنامه رادیویی حقوقدان شدهاند، این روزها پیوسته یک دعا را تکرار میکنم:

خدایا مرا بر اسلام و مذهب شیعه به این جهان آوردی و نمیدانم بر کدام دین میمیرانی، اما هرچه هست، مرا بر باوری که قلبم را دچار چنان قساوتی کند که اینقدر ساده به مرگ یک انسان رضا بدهم و بر طبل شادی بکوبم، ممیران و مرا از شراب محبت سیراب کن. شرابی که بایزید بسطامی با نوشیدنش میگفت:

به صحرا شدم عشق باریده بود!

قلم و آینه...

ما را در سایت قلم و آینه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 16:42

صفحه بندی