برومند نجفی جوانمردی که ناجوانمردانه کشته شد

خرید بک لینک

ادبی، قرآنی، حقوقی و..

بیایید تصور کنید فردی با نقشه پیشین در کمین نشسته تا کسی را به قتل برساند. مثلا همین قتل هفته گذشته همکار وکیل جعفر محمودآقایی که به شکلی بسیار تلخ در ابتدای راه وکالت در پیش نظر فرزند خردسالش با چند گلوله کشته شد. انصافا وقتی این خبر را گذارش(=استوری) کردم چندین نفر اطلاعات جزیی‌تر میخواستند و وقتی برای‌شان توضیح می‌دادم و این نکته را که به احتمال این قتل از سوی پدر یکی از موکلین مرحوم صورت گرفته همه‌شان سرشار از غم و حتی به شدت متنفر می‌شدند و نفرت‌شان را در سخن‌شان می‌ریختند که باید ظرف را بکشند.آخر آدم اینقدر نامرد ، اینقدر نفهم‌ و بی منطق. بی‌انصاف حداقل جلوی دختر خردسالش این کار را نمی‌کردی.حتی یکی از دوستان آنقدر عصبانی شده بود که گفت این قاتل ... را باید چندبار اعدام کنند.یعنی بکشند ، باز زنده‌شان کنند و باز اعدام کنند.یکی دیگر گفت من بودم آتش‌شان میزدم زنده زنده ..
خلاصه همه متاثر شدند. البته که سخنم بر تایید این سخنان از روی عصبانیت و‌ نفرت لحظه‌ای نیست بلکه منظورم چیز دیگری است که در ادامه خواهم گفت.
اینکه بیایید این نوع قتل را مقایسه کنیم با قتلی که برومند نجفی محیط‌بان مقتول بدان متهم شد. حسب گزارش‌ها شکارچیان به منطقه ممنوعه وارد می‌شوند و احتمالا شکار غیر مجاز هم می‌کنند. وقتی با محیط‌بانان و شلیک هوایی برومند مواجه می‌شوند اقدام به فرار می‌کنند و رییس به برومند دستور می‌دهد که شلیک کن و لاستیک خودرو(پراید) شکارچیان را بزن. برومند هم چنین می‌کند. بعد از چند دقیقه تعقیب خودروی شکارچیان را می‌بینند که کنار جاده ایستاده و دونفر از چهار نفر فرار کرده‌اند (چه بسا با لاشه شکارها) و راننده مانده که داد و فریاد می‌کند که بچه مردم را کشتید و این بار محیط‌بانان‌اند با حیرت و بهت.گویا از سر اتفاق یک تیر از شیشه عقب به سر مرحوم فلاحی اصابت کرده و جان می‌سپارد.این دو قتل را تصور کنید.انصافا فرق ندارند؟ حس‌تان نسبت به قاتل‌ها چیست؟ هر دو یکسانند؟ اگر هیچ قانونی و شرعی بر ذهن‌تان حاکم نباشد و بخواهید مطابق ادراک فطری و غریزی خود حکم کنید برای هر دو یک حکم می‌دهید؟
در یکی از پرونده‌های قتلم که در میانه دعوا ۱۰/۱۵ نفر ریخته بودند سر دو نفر و آنها هم با قداره و چاقو دفاع کرده بودند و در آن میان یک چاقو به سینه یکی برخورد کرده بود و از قضا جان سپرده بود. این یکی چه؟ به نظر شما با دو نمونه قبل فرقی ندارد؟ قتل‌ها و اقدامات سبعانه پدر بابک خرمدین چه؟
گمان می‌کنم کمتر کسی باشد که میان این انواع قتل و این قاتل‌ها یا متهمین به قتل فرق نگذارد.اما متاسفانه قانون ما میان اینها فرق نمی‌گذارد. یا به عبارت دقیق‌تر آن چنان که باید و شاید فرق نمی‌گذارد. مطابق قانون و رویه قضایی همه این موارد به یک مجازات محکوم شده‌اند؟ قتل عمد با مجازات قصاص!
عجیب است اما این ضعف قانونی ماست که بسیاری گفته‌اند و این قلم نیز هرجا زورم رسیده گفته‌ام و نوشته‌ام . پیش آمده که بازپرس ویژه قتل رو به من می‌گوید:

"رضوی از تو بعید است که این قتل را عمد نمی‌دانی !"

و حیرتش از چشمانش مثل برق می‌درخشد.یعنی حتی شنیدن چنین ادعایی سخت است.
قاتل اول با سنگدلی هرچه تمام‌تر جوان وکیلی را در منظر دختر و همسرش می‌کشد احتمالا به خاطر آن‌که رای به نفعش صادر نشده. اما قاتل دوم در راستای حفظ محیط زیست ایران در ازای حقوقی ناچیز جانش را به خطر می‌اندازد و ناخواسته و از سر اتفاق در یک تعقیب و گریز، سبب کشته‌شدن یک شکارچی غیرمجاز می‌شود. ما برای هر دو مجازات قصاص صادر می‌کنیم. انصافا دست مریزاد. این در حالی است که گمان می‌کنم قانون مصوب نودودو شرایط را کمی بهبود بخشیده و یا دستکم آنقدر لغزندگی دارد که بتوان با تفسیر کمی منصفانه‌تر حکم کرد. گزافه نیست اگر بگویم آنقدرها که از این قانون و آن قاضی که حکم قصاص برومند را صادر کرد دلخور و سرخورده‌ام از قاتل ـ پدر مرحوم فلاحی ـ غمگین و عصبانی نیستم. پرونده را نخواندم اما بگذارید رک بگویم اگر گزارشاتی که در رابطه با پرونده برومند با آنچه در پرونده هست مطابق باشد، نظام قضایی باید اقرار کند که قضات خوبی پرورش نداده. حتی با وجود ضعف قانونی آن قضاتی که از این پرونده و حادثه، قتل عمد استخراج و استنباط کرده‌اند و او را به قصاص محکوم کرده‌اند عجیب و چه بسا بی‌سوادند. مگر اینکه کسی بگوید پرونده جزییاتی داشته که من آگاه نیستم. آنقدر که اثبات کنید برومند از قصد سر مرحوم فلاحی را هدف گرفته بود و عامدانه او را زده است.کسی که اصلا او را نمی‌شناخته و طبعا خصومتی با او نداشته است.آن هم در آن گیر و دار و گرگ و میش غروب. حقیقتش هرچه فکر میکنم حتی با قوانین نه چندان قوی از دل این حادثه قتل عمد درنمی آید. قاضی‌ای که با وجود ماده 291 قانون مجازات این مورد را قتل عمد میداند احتمالا قانون حدید را خوب نخوانده و مرد پرونده های قتل نیست. سواد، تجربه و قوه تخیل سه ضروری این عرصه اند. بی تعارف قضات صادرکننده رای قصاص و در کل نظام قضایی در قتل برومند مسولند. گذشته از حفاظت ضعیفی که با وجود تهدید پدر مرحوم فلاحی در جلسه دادگاه به هیچ وجه توجیه پذیر نیست اگر حکم قصاص اولیه صادر نمیشد شاید پدر مرحوم فلاحی تصور نمیکرد که پذیرش اعاده دادرسی بی عدالتی است و چه بسا تصمیم به قتل انتقام جویانه و خودسرانه برومند نمیگرفت.

برومند نجفی رفت. مظلومانه هم رفت. وقتی دست و پایش زنجیر بود ۸گلوله به سمتش شلیک شد و سه تایش بر بدنش نشست و جان داد و حالا یوزها، آهوها و دشتهای بیستون بی‌برومندند و کسی نیست آتشها را خاموش کند. آتشی که به سینه ایران افتاده است.

 نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۱ساعت 23:48&nbsp توسط سید مهدی رضوی  | 

 
قلم و آینه...

ما را در سایت قلم و آینه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 3 تاريخ: دوشنبه 10 آذر 1404 ساعت: 5:25

صفحه بندی