امروز مصادف با روز دانشجو طولانیترین دادگاه قتل امسالم در خرمآباد برگزار شد.با همکارم سید محمدرضا رضوی فرد حدودا از۹صبح وارد دادگاه شدیم و حدود۱۶خارج شدیم؛تقریبا۱/۵ساعت بعد از تعطیلی دادگاه.هرچند نفرین هم شنیدیم اما #وکیل مقابل مثل همیشه بااخلاق بود.
یکم همین نکته را تکرار کنم که وکالت اعتصاببردار نیست.در هرشغلی بشود اعتصاب کرد در وکالت و طبابت نمیشود، شرافت که جای خود دارد. باید در دادگاه حاضر میشدیم و از متهمی که باور داشتیم باید کمک کنیم تا رایی منصفانه نسبت به او صادر شود،دفاع کنیم.
دوم.اخلاق حرفهای و حرمت بین وکلاست. با جناب مظفری وکیل قتل شناختهشده در استان لرستان چندباری دادگاه داشتهام.انصافا وکیل بااخلاقی است و این امر بسیار مهمی است. وکیل بیادب یا بیاخلاق، آدم را دوچندان خسته میکند. در برابر همکار متخلق هرچند اختلاف نظرت با او شدید باشد، همه هم و غمت بر دفاع علمی متمرکز است و این انرژی مضاعف نمیگیرد هیچ، بلکه انرژیبخش است. امیدوارم خودم نیز به این اخلاق متصف باشم.
سوم. هم اینکه در این شغل تهدید و نفرین و ناسزا زیاد است. دانشجویان بارها از من میپرسند: وکیل بشویم یا نه؟
پاسخ اولم آن است که در این شغل باید شجاع بود. وکالت و ترس در یک دل جمع نمیشوند. خصوصا این روزها که ضرب و جرح و قتل وکلا بیداد میکند و در سطح عمومی و سیاسی هم نسبت به وکلا کملطفی میشود و این روزها شاهدیم. اما امروز میخواهم چیزی بیافزایم و حالا که پدر شدهام، این حس بسیار در من پررنگتر شده است. هربار که از آسیب یا قتل همکاری میشنوم یا خودم تهدید میشوم و نگاهم به عکس دخترم میفتد فقط یاد یک بیت میفتم:
اگر تیغ بران بجنبد ز جای
نبرد رگی تا نخواهد خدای
امید که ایمان و توکلمان بیش باد و امید که وقت رفتن با شرف سر بر زمین بگذاریم.
ما را در سایت قلم و آینه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 74