نیروی انتظامی دیروز،در خصوص مرگ #مهسا_امینی گزارش و فیلمی تقطیعشده را منتشر کرده که او در یک فضای کاملا آرام و بدون هیچگونه محافظ و همراه داخل کلاس آموزش و ارشاد میشود.در صحنه بعدی با خانمی داخل کلاس صحبت میکند و ناگهان بیهوش میشود. ادامه تلخش را هم همه میدانیم. آنچه بر ما پوشیده است و من #حقوقدان بر انتشار آن اصرار دارم اطلاعات جزئی از شیوه دستگیری و انتقال او به محلی است که در فیلم ادعا شده. طبیعی است که با این فیلم تقطیعشده،حقیقت روشن نمیشود.در #فضای_مجازی شایعه شده که حتی در هنگام بردن مهسا در صورت برادرش گاز اشکآور زدهاند. شایعه دیگری نیز مطرح است که در هنگام پیادهکردن او از خودرو، یکی از سرهنگهای یگان ارشاد،در واکنش به بیتابی و مقاومت دختر با مشت بر سرش کوبیده و بعد او را راهی محل آموزش کردهاند. من هیچکدام از این دادههای فجازی را باور نمیکنم. اما با توجه به سابقهای که از گشت ارشاد دیدهام، بروز رفتار خشونتآمیز از سوی این پدیده ضدقرآنی(#گشت_ارشاد) چندان عجیب و نشدنی نیست. به همین دلیل هم همه احتمالات را در نظر گرفتهام و در خصوص #وکالت رایگان این خانواده اعلام آمادگی کردم. پیشتر هم گفتهام که کمککنندگان به متواریشدن مقصران احتمالی این فاجعه را مشمول ماده۵۵۳ میدانم. چنانچه با آن مرحوم برخورد فیزیکی شده باشد، وقوع جنایت بدیهی است.حتی اگر مصداق بند الف ماده۲۹۰ #قانون_مجازات نباشد چه بسا بند «ب» ماده بالایاد قابل طرح باشد(#قتل_عمدی). و اگر این امر قابل استنتاج نباشد با فرض وقوع برخورد، دستکم شمول ماده۲۹۱(قتل شبهعمد) به طور جدی مطرح خواهد بود. اما در این نوشته میخواهم فرض دیگری را نیز مطرح کنم؛اینکه اگر هیچ برخورد فیزیکی با این دختر نشده باشد،آیا میتوان گشت ارشاد و نهادهای ذیربط را مقصر مرگ این دختر دانست یا نه؟ گذشته از اینکه به عنوان یک قرآنپژوه گشت ارشاد را با این شکل و شمایل با هیچ جای #قرآن سازگار نمیبینم هرکسی دستگیری توسط گشت ارشاد و پلیس امنیت اخلاقی را تجربه کرده باشد،فشار عصبی و استرس ناشی از آن را به روشنی لمس کرده است. گذشته از تحقیری که به هیچوجه با کرامت انسانی سازگار نیست،برای افراد بیسابقه، این تجربه به شدت استرسزاست. البته این امر به افراد بیتجربه منحصر نمیشود. حتی من وکیل در شرایط مشابه چندین روز ذهنم درگیر است و خواب آرامی ندارم. این امر را به تجربه دریافتهام. این در حالی است که شخصا سالهاست وکیلم؛ پدرم هم وکیل بوده و مدتهاست به شکل تخصصی با پروندههای سنگین کیفری دست و پنجه نرم میکنم. شاید هفتهای نباشد که چندنفر از دوستان و آشنایان زنگ نزنند و از من در مورد پیامک قضایی که برایشان ارسال شده،سوال نکنند. غالبا با اضطراب عجیبی میپرسند:یک پیامک برایم آمده با این محتوا. این چیه؟
و من باید دقایقی را با ایشان صحبت کنم تا آرام شوند. وقتی حتی یک پیامک ساده چنین تنشی را به افراد باتجربه و گاه سنوسالدار وارد میکند واقعا از یک دختر ساده و معصوم با سن کم،چه انتظاری میرود؟ مهسا فقط یک نمونه است. دختران ما هر روز با این گشتها مواجهند و هر روز بر امنیت خویش میهراسند. یاد جمله آن شیخ بیفتید که میگفت:«فضا را بر بدحجابان ناامن کنید». چندی پیش منشی دفترم که یک دختر جوان است و تازه کارشناسیش را گرفته و البته چادری است، از سوی یکی از این وٙنها مورد ارشاد قرار گرفت. او دختری است که مدتها در دفتری فعال است که از قضا دفتر پر رفتوآمدی است و از روی علاقه پروندههای #کیفری و قتل را هم با دقت دنبال میکند و بارها خواسته به عنوان کارآموز در دادگاههای قتل همراهم باشد. اما همین دختر آن شب با استرس از من پرسید:«آقای رضوی برام سوءسابقه نمیشه؟ برام دردسر نشه. فقط ازم تعهد و امضا گرفتند، اما خیلی ترسیدم.»
این نمونهها را پیش کشیدم که «قتل در اثر ترس ناشی از فعل غیر» را مطرح کنم. میدانم بحث پیچیدهای است و ارتباط دادنش با این ماجرا کار سادهای نیست، اما همانطور که سالها در نظام حقوقی ما بحث خسارات مادی، خصوصا خسارت معنوی بسیار مضیق تفسیر میشد و امروز با نظرات حقوقدانان این امر توسع یافته و با آرای وحدت رویه دهه۹۰، قدم در راه جدیدی نهادهایم،تصور میکنم که به موضوع خسارات جانی نیز باید گشادهتر نگریست.
اگرچه با قاعدهی کیفری مشهوری که در دانشکدههای حقوق میآموزند یعنی #تفسیر_به_نفع_متهم، چندان همدل نیستم اما در اینجا سخنم برخلاف این قاعده نیست. بل سخنم بر سر آن است که یقینا جان آدمیان از مال ایشان کمارزشتر نیست و هیچکس حق ندارد،#حق_حیات، این بهداده و عطیهی بیبازگشتِ الهی را، به بازیچه بگیرد و با اعمال تنشزا مرگ یا بیماری روانی برای افراد به ارمغان آورد. مواد ۴۹۹و۵۰۱ از کتاب چهارم ق.م.ا. نیز مرتبط با همین موضوع است؛ یعنی قتل ناشی از ترس. هرچند مثالهای مشهور این نوع قتل از قبیل برانگیختن سگ یا ایجاد صدای مهیب، پیونددادن پدیدهای مانند گشت ارشاد را بسیار سخت میسازد اما باتوجه به ضدقرآنی و غیرمشروعبودن این پدیده،که حتی صدای برخی فقها را هم درآورده،به نظر القای چنین ناامنی و ترسی که حتی به مرگ افراد میانجامد را به شکل جدی با این اتهام روبرو میسازد. گشت ارشاد در سالهای اخیر کم از این تبعات شوم نداشته و شومترینش دیروز رقم خورد. یقینا سخنم بر گسترش مفهوم قتلِ مستوجب #قصاص نیست و همه میدانند که با مجازات مرگ چندان موافق نیستم. اما مسیری که اینان پیشگرفتهاند نیز جز به مرگستان نمیانجامد.
