طلاق عاطفی

خرید بک لینک

سالهاست برای ما طلاق صرفا طلاق قانونی نیست. همه مان به نوعی طلاق عاطفی را میشناسیم یا در زندگی اطرافیان مان به آن برخورده ایم یا خودمان با آن دست و پنجه نرم کرده ایم. اینکه طلاق عاطفی گاهی از طلاق قانونی بدتر است و اثرات ویران کننده ای بر فرزندان میگذارد امری است که شاید نیازی به گفتنش نباشد. البته روانشناسان بر سر تعریف دقیق و علمی طلاق عاطفی اختلاف نظر دارند؛ برخی اصرار دارند میان طلاق عاطفی و طلاق خاموش تفاوت بگذارند و برخی برعکس هر دو را یکی می دانند. پیشتر گفته ام روانشناس نیستم و تخصصی آکادمیک در این حوزه ندارم و فقط گاه گاه حاصل مطالعات و تاملات روانشناختی ام را با تجربیات کاری ام می آمیزم و آن را قلمی میکنم.

به گمان من طلاق عاطفی نیز پدیده ای است طیفی که میتواند آغازی کمرنگ داشته باشد که اگر به داد خودمان و زندگی مان نرسیم از قهر و ناهم زبانی و ناهم سِرّی آغاز شود و از ناهم سَری و قطع هرگونه رابطه عاطفی و زناشویی سر درآورد و سرانجام به طلاق قانونی برسد.. البته شاید هم نرسد که ظاهرا این قسمت آخرش چندان مهم نیست در روزگار ما. زیاد می بینم زنانی و مردانی را که بعد از طلاق عاطفی دیگر هیچ تعلق و تعهدی به همسرشان ندارند و بودن و نبودن او برای شان یکرنگ است و به راحتی دل به کس دیگری میدهند.

اگر امروز درباره طلاق عاطفی می نویسم چون بارها پیش آمده که مراجعینم سردرگم اند در بین ماندن و رفتن. با وجودی که شخصا کمتر پرونده خانواده میپذیرم اما مشاوره(گاهی روانشناختی) دلیل رجوع بسیاری از ایشان است. در بسیاری از این مواقع با زنی روبرو میشوم که نمی داند زندگیش و شوهرش را دوست دارد یا نه؟ خیلی هاشان میترسند از اینکه زندگی شان بر لبه پرتگاه طلاق باشد و در نتیجه با خود و زندگی شان بلاتکلیف اند. این امر البته محدود به زنها نیست و مردان زیادی از این دست دیده ام و حرفهایشان را شنیده ام.

سنجه ای که در این جلسات به این افراد پیشنهاد میکنم کاملا درونی است و هرکسی میتواند در خودش آن را بیابد تا بفهمد عاشق همسرش است یا به او وابسته است یا در تابوت رابطه ای مرده نفس میکشد. هرچند این سنجه یک دریافت شخصی است و شاید برای برخی نکته تازه ای نداشته باشد. دیگر اینکه با این نوشته کوتاه نمیخواهم مسایل پیچیده انسانی را تا این اندازه ساده جلوه دهم، اما گمان میکنم در خیلی از موارد، دستکم برای آگاهی از جایی که هستند کارآمد است:

خلوت با خود مثل خیلی اوقات کمک کننده است. در این خلوت ها، وقتی به خودتان رجوع میکنید بینید اگر بیشتر یاد خوبی ها و محبت های همسرتان می افتید یا بیشتر یاد تلخی های زندگی با او و بداخلاقی هایش؟

اگر بسامد یادآوری خاطرات بد و مشکلات و بداخلاقیها بالاست، به نظر میرسد در مرز یا در وسط خطر باشید. این مرحله یا مراحلی قبل از تنفر است. همه مان حس تنفر را میشناسیم و نیازی به بازشناسی اش نیست اما یادآوری خاطرات ناخوشایند نمایانگر آن است که در مسیر سرزمین نفرت پیش می رویم. حالا سرعت این پیش روی را کار ندارم.

خیلی اوقات می بینم فرد هر چند بیشتر خاطرات بد زندگی زناشویی اش را به رخ خودش می کشد اما سرگردان است که برود یا بماند. بیشتر یا از جدایی میترسد یا دلش برای طرف مقابل می سوزد. گمان میکنم بتوان نام این را وابستگی دانست. دست کم من اینگونه می نامم. این احساسات میتواند شاخص و سنجه ای باشد برای اینکه بدانیم در دام طلاق عاطفی افتاده ایم یا خیر.

در سویه دیگر وقتی به خودتان برمیگردید خاطرات خوب و خوشایند زندگی و خوبی های همسرتان به یادتان می آید. اینجا جایی است که هنوز می توان به زندگی امیدوار بود. میگویم میتوان امیدوار بود و نمیگویم نقطه ایده آلی است، چون نیست. چون کسی که این مکث را میکند تا احساسات و خاطراتش در زندگی زناشویی را بسنجد، قطعا به چالش رسیده و با تنش یا بحران روبرو شده است. اگر همه وجودتان عشق به زندگی و همسرتان باشد، اساسا یک لحظه هم برنمی گردید تا بسامد یادآمدها و خاطرات را بررسی کنید. همه عشقید..همین و بس! این مکث برای واکاوی در جایی اتفاق می افتاد که کمابیش با بحرانی دست و پنجه نرم میکنید. بنابراین اگر بیشتر، خوبی ها را به یادآوردید امیدوار باشید اما بدانید این در عین حال یک زنگ خطر است. این خطر که بین شما و شهر طلاق عاطفی فاصله کم شده است.مثل خوارزمشاهیان و مغول که فاصله بین شان یک شهر بود و حماقت آن جنگ خانما سوز را دامن زد. در این شرایط باید رابطه را بهتر کنید. باید برای زندگی تان وقت بیشتری بگذارید، وابستگی ها را به دلبستگی تبدیل کنید و خاطرات بد را با خاطرات خوش جایگزین کنید و از آنها دستمایه ای بسازید برای عشق ورزیدن. عشق کودکی است بسیار نازک نارنجی و لوس که دایما باید لی لی به لالایش بگذارید. این اصل را فراموش نکنید. اگر رهایش کنید و لحظه ای حواستان پرت شود مثل بنیتای عزیز میبرندش!

+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم مرداد ۱۳۹۶ساعت 16:34 توسط سید مهدی رضوی |
قلم و آینه...

ما را در سایت قلم و آینه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 73 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 16:58

صفحه بندی