علت یا دلیل

خرید بک لینک

۱.صدایش را انداخته بود داخل گلویش و محکم میگفت: به رییسی رای بدید! رییسی به فکر ما بدبخت بیچاره هاست. روحانی هر چی میگه همش دروغه. اینا همش دنبال بخور بخورِ خودشون اند. رییسی باز آدم خوبیه. مومنه، سیده، خادم امام رضاست...

کنار دستی من گفت: خوب بنده خدا اصلا حرف تو درست؛ گیرم آدم خوبی باشه؛ مگه هرکس آدم خوبیه میتونه رییس جمهور بشه؟ یک حرف درست نمی زنه. اصلا هِرُّ و از بِرّ تشخیص نمیده. تو دوربین نگاه نمیکنه گناه نشه. حالا فکر کردی تو روابط خارجی میشه اینجوری کار کرد؟

بعد با خنده اضافه کرد: اولین زن بی حجابی که در روابط اقتصادی بین المللی ببینه ارشادش میکنه میگه یا چادر سرت کن یا باهات معامله نمیکنیم.

چند نفر خندیدند!

برام جالب بود در روستا هم چنین بحثهای جدی سیاسی بین مردم در جریان است.

ادامه داد: آدمِ خوب بودن که کفایت نمیکنه. فقط حرف میزنه. هیچ برنامه ای نداره، هر چی هم میگه جلیلی براش نوشته. و باز لبخند زد. چندروز پیش صحبت میکرد میگفت «ما تحریم رو فرصت میدونیم» بعد تو فکرکردی به فکر من و شماست؟؟!! آقا میخواد بیاد با دست استکبار در منطقه یعنی عربستان بجنگه. منو تو بدبختیم اون موقع! اطرافیان این آقا دلال جنگ و تحریم اند.

هنوز نطقش در مورد جنگ تموم نشده بود که از روی نیمکت نونوایی، جوونی که از اهالی دهات هم بود با هیکلی درشت و با ریش پچول و سینه باز و پر از مو و با لنگی که انداخته بود دور گردنش، صداش رو بلند کرد و با لهجه کشدار اون منطقه گفت: همینه! باید بزنه دهن مهن این عربهای ...سنی رو .....فلان کنه(ببخشید نمیتونم بنویسم) اینها فقط زور باید بالا سرشون باشه.

خنده ام گرفت از لحن حرف زدنش؟ تا سینه ام را صاف کردم همه شان برگشتند و نگاهی انداختند به کت و شلوارم و چشم شدند تا بشنوند. رو کردم به جوون هیکلی و گفتم: حالا من کاری ندارم که جنگ میشه یا نه؟ اما به نظر شما اگر جنگ بشه وضع من و شما بهتر میشه؟ جنگ که دیگه شوخی نداره.

صداش رو انداخت ته حلقش و بدون اینکه بشناسدم گفت: ببین جناب دکتر! من کاری به این حرفها ندارم.. باید دهن این ..عرب های سنی رو سرویس کنیم. اینها خیلی پررو شدند. باید فرودگاه جده رو آتیش زد. و بعد یک فحش آب نکشیده کشید به جد و آبادشون که همه مغازه خنده شان گرفت. من هم لبخندی زدم و دیدم واقعا کاری به این حرفها ندارد و جای بحث نیست. نانم را گرفتم و از نانوایی زدم بیرون.

۲. ـ نباید رای داد..

ـ خوب رای ندهی که چه شود؟ بالاخره رییس جمهور انتخاب میشه؟

ـ یک عمره همه مون را از همین حرفا ترسوندند. یک روز از خدا و شرع.. حالا از اینکه بالاخره یکی میاد و وضع مون بدتر میشه. هر روز هم همه چیز فاسدتر میشه.. و بعد شروع کرد به شماردن ایرادات اصلاح طلبان و روحانی و...

ـ روحانی بد..قبول؛ اما نگاهت واقع گرایانه نیست. پاسخم را بده؟ رای ندهی چی میشه؟

ـ رای نمیدیم بالاخره میفهمند!

ـ چیو میفهمند؟

ـ دوباره شروع کرد حرف های قبلیش رو تکرار کرد که سرشار بود از اعتراض.

ـ چرا طفره میری؟ مسیر مشخصه. ما دو راه بیشتر نداریم. انقلاب یا اصلاح. سیاه و سفیده. من راه بینابین نمیشناسم. کدوم از اینها رو توصیه میکنی؟ انقلاب؟

ـ جوابی نداد.. اعتراضهایش را تکرار کرد و با کمی طنز، مسخره کرد.

ـ از حمله خارجی حرف نزنیم. گمان نمیکنم آنقدر خام باشی که از آن دفاع کنی. اگر انقلابی هستی بگو؟ من هم از این به بعد اسمت را میگذارم چگوآرا. عقیده ات هم محترم. قبول ندارم اندیشه ات را ولی لااقل میفهمم مسیر فکری ات مشخص است. چارچوب دارد.

جواب قاطع نمیداد به این سوال. به این در و آن در میزد. مشخص بود با انقلاب هم کنار نمی آید. خودش فرزند انقلاب بود. جامعه پسا انقلابی را دیده بود و مشکلاتش را چشیده بود و سردرگم بود.

ـ مناظره بین پوپر و مارکوزه را خواندی درباره انقلاب و اصلاح؟

ـ نه

xadـ بخوان.. این را هم بدان بحث ما در آن صورت فرق میکند. اگر انقلابی هستی روی درستی یا اشتباه بودن انقلاب و ترجیح اصلاح بر انقلاب فکر کن. اما اگر انقلابی نیستی، بدان اگر رای ندهی یکی رای می آورد. همیشه ۴۰تا ۵۰درصد رای میدهند. پامنبریها، تندروها، آنهایی که گمان میکنند رای ندادن گناه است. اینها رای میدهند و اتفاقا به کسی رای میدهند که تو نمی پسندی. تا آخر دنیا هم بایستی، رای دهندگان از این کمتر نمیشوند. بالاخره هر نظامی، تعدادی جیره خوار دارد؛ تعدادی کارمند دارد؛ تعدادی موافق دارد. دلال جنگ و تحریم دارد. کسانی که رای نمیدهند امثال تواند. آنهایی که اعتراض دارند. آنهایی که کمی فکر میکنند. آنهایی که تفکر انتقادی دارند و برده تقلید نیستند و همه را قابل نقد میدانند. برده اندیشه کسی نمیشوند و کیش و مات یک شخصیت نیستند. شماهایید که رای نمیدهید. در چندین کشور که تحریم انتخابات مطرح شد تحقیقی انجام شد؛ نتیجه تحریم انتخابات روی کارآمدن تندروها بود.

او اما حرف خودش را میزد. اصلا حرف مستدل نمیزد. فقط اعتراض داشت؛ همراه با خنده های هیستریک و ناشی از دلخوری و عصبانیت از بدیهای خاتمی و روحانی و... میگفت که آنها هم ایراد دارند و برچسب میزد: ای استمرارطلب!

۳. ـ روحانی چه کار کرده؟

ـ فرض کن هیچکار. صرفنظر از سرچشمه اندیشه های رییسی که تامل برانگیز است، چه برنامه مشخص و معناداری ارایه داده که تو را جذب کرده؟ دلیلی داری برای انتخابش یا فقط میخواهی روحانی نیاید.

کمی مکث کرد و گفت: صادقانه بگم، بیشتر اینکه روحانی نیاید و بعد خندید و اضافه کرد: از بس از من مالیات گرفته نمیخواهم بیاید.

۴.استاد می شود درباره این سند ۲۰۳۰ توضیح بدهید. ما نمیدونیم به جه کسی رای بدهیم؟

استاد: این سند ۲۰۳۰ سرشار از بی بند و باری است بچه ها. ۶۶درصد برزیلی ها زنازاده اند و ۳۰درصد آلمانیها.. حالا اینها میخواهند با سند ۲۰۳۰ یونسکو همه مان را زنازاده کنند!!!

این عین کلماتی است که یکی از دانشجویان این کلاس حقوق بین الملل از استادشان که روحانی است برایم گفت.

این جنس استدلال یک استاد سر کلاس دانشگاه است؟

یکی در میان این دانشجویان نبوده بگوید از همه مطالبت بگذریم این آمارهای دقیق زنازادگی را ازکجایت درآوردی؟ یعنی تا «فیها خلدون» فرنگی ها را هم تحت نظر دارند این دوستان.

۴-۱. با برگه ای به دست آمد داخل خانه، با رنگی پریده و حالی خراب. محکم میزد در سرش که بدبختمان کردند: رضا بیا ببین!روی برگه عکس دختر خردسالی چاپ شده بود و زیرش نوشته بود:

آیا میدانید بر اساس سند ۲۰۳۰ همجنس گرایان حق آموزش مسایل جنسی در مدارس فرزندانتان را دارند؟ آیا میدانید باید در کودکی به کودکانتان آلت تناسلی مرد و زن نشان دهید؟ آیا میدانید بر اساس این سند تاریخ امام حسین از کتابها حذف میشود؟؟

در این چند روز افراد بسیاری درباره این سند از من پرسیده اند و توده ای از چزندیات دروغین را درباره آن گفته اند.

در اینجا مجال تحلیل این سند نیست اما یکی نیست بگوید انصافتان را شکر. اصلا روحانی بد.. اصلا روحانی اختلاس گر.. ناگهان چه شد که اینقدر کافر و بی دین و حتی ضد دین شد. چگونه تا این سن و در این سالها در شما نفوذ کرده بود و این همه بی دینی و ضدیتش با دین را ندیده بودید.

بگذریم. همه حرفم این است که یا به دروغ عادت کردیم یا اینکه احساسی سخن گفتن و بی سند حرف زدن، دامنگیر همه مان است. باسواد و بیسواد نمیشناسد. آن یکی انتخابش برای این است که باید دهن سنی ها را فلان کرد و این یکی بی هیچ سندی از بی دینی و کفر تازه ظهور روحانی میهراسد و دیگری فقط میخواهد اعتراض کند و متفاوت باشد و رای نمیدهد و... حالا نتیجه کار هرچه شد مهم نیست.

این روزها بسیاری را می بینم که بیشتر علت دارند برای انتخابشان ولی دلیلی برای انتخابشان ندارند. فرقی نمیکند کدام طرف ایستاده باشیم. احساسی اندیشیدن و تصمیم ناشی از دلخوری و سرخوردگی، گریبانگیر همه مان شده است. بسیاری مان سختی کشیده ایم در این سالها. تصمیم عقلانی گرفتن در فوران احساساتِ تلخ، کار راحتی نیست. در این شرایط بسیاری از افراد انتخاب هایشان علت دارد اما دلیل ندارند. حالا تحریم انتخابات باشد یا رای دادن به کسی که نمی شناسندش؛ فقط به دلیل آنکه میخواهند آن یکی نیاید.

اینها را نوشتم تا بگویم این روزها بی تفاوتی به کار نمی آید. اگر هرکسی که اهل مطالعه و اندیشه است، با چند نفر کنار دستش حرف بزند میتواند اتفاق خوبی بیفتد. رای ندادن اعتراضی است نهایتا منتج به انقلاب. وگرنه اقدام ابتری است. نمیدانم شما چه می اندیشید. اما من تکلیفم را با انقلاب یکسره کرده ام. از دور برایش دست تکان میدهم و میگویم: ارادت داریم!

قلم و آینه...

ما را در سایت قلم و آینه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 16:58

صفحه بندی