هنر زیستن: گشودن پنجره های وجودی

خرید بک لینک

که با این در اگر در بند درمانند درمانند(فامیل دور حافظ)

دوستی دارم(بدون لحاظ رابطه خویشاوندی) از نظر هوشی در سطحی بسیار بالا. چیزی در حوالی نبوغ. در همان اوایل که با ضرب و زور دفترکِ کاری برای خودش خرید که دفتری نقلی در زیرزمین یک ساختمان بود، برای چشم روشنی سری به او زدم. مثل همیشه و طبق عادتش تمام وسایل، با وسواس چیده شده بودند و فضایی شیک و بسیار ساکت فراهم آمده بود برای انجام کار. تنها نوری که می تابید نور چراغهای کم مصرفی بود که ساخته دست خودش بودند و تنها صداهایی که می آمد صدای فنِ لبتاپ و زوزه خفیف کولر گازی بود و آبِ در حالِ جوشِ چای ساز. حتما می توانید تصور کنید. زیاد دیده ایم این دفتر کارها را. اولش فکر کردم که این خاصیت ملک و محل آن است اما بعد از مدتی در امتداد چرخش چشمانم، متوجه شدم که تمام پنجره های نزدیک به سقف دیوار را که سر در خیابان دارند، با ابر و یونولیت، کاملا پوشانده است. هرجایی هم که کمی روزنه داشته با ابر و پنبه پر کرده بود و با چسب، به شکلی بسیار مرتب و منظم، خفه کرده بود. درِ آهنی و سنگین داخل خیابان هم مجهز شده بود به لولای آرام بند که بعد از باز شدن، خودبخود بسته می شد. بنابراین از راه پله ها نیز هیچ نور و صدایی نمی آمد. اگر نورهای اتاق را خاموش می کردید، سیاهی مطلق بود و تاریکی مُطَبَّق. نور جرات قدم گذاشتن دراین اتاقکِ شیکِ زیرپله ای را نداشت.. بیشتر مکانی بود برای مراقبه.

البته دیدن چنین چیزی از سوی این دوست قدیمی نابغه چندان برایم غریب نبود. سال هاست او را این گونه شناخته ام.

چند روز پیش هم با یکی از آشنایان در همین مورد صحبت مان گل انداخت که از همان اول صبح درِ دفتر کارش را میxadبست. بستن در البته عیب ندارد اما از اینکه در باز شود حس خوشی نداشت. تا در باز می شد می خواست بلند شود و آن را ببندد. گویا صدای (حتی خفیف) ماشینxadها در خیابان فراتر از تحملش بود.

همیشه دررابطه با ارتباطات انسانی و علف هرزهایی که گرد این نیاز انسانی چنبره زده نوشته ام و همواره دغدغه ام بوده است. مهمترین دلیلش هم آن است که خودم به بسیاری از این علف هرزها مبتلا بوده ام یا هستم و با پوست و استخوان می فهمم شان. پیشتر مطلبی نوشته بودم با عنوان رویارویی با جهان های گوناگون. این نوشتار هم به نوعی ادامه همان است.{بنگرید.به:

http://ghalam-va-ayene.blogfa.com/post/36

می دانید.. این در و پنجره ها که مثالش را در اتاق کار این دوستان دیدم مثل پنجره های وجودی ما هستند. به من اگر بگویید ـ که گاهی دوست دارم مثل شرلوک هلمز از همین رفتارهای کوچک، به درونیات افراد پی ببرم ـ این کنش ها را بازتاب احساسات و درونیات انسان ها می دانم. نمی توانم مثلا اصرار افراد به بستن در و پنجره را هم ساده بیانگارم. اینها کنش ها و واکنش های «من»ی است که در قالب این تن و در پس دیواره های جسم مان، نشسته است. بسیاری از ما پنجره های وجودی مان را بسته ایم و روزن ورود هر نور و صدایی را کور کرده ایم و اینکه تمام پنجره های اتاق کارمان را میبندیم، شاید نشان آن باشد که روزن های ارتباطی مان با جهان را کور کرده ایم. انکار نمی کنم که همه ما به اتاق فکر و خلوت نیازمندیم. اتاقی که هیچ کس و هیچ چیز در آن نباشد که گاه گاه به خلوتش پناه ببریم و بیاندیشیم. اما وقتی این رفتار، همیشگی می شود و ترکش آزارنده باشد، دیگر نمی توان باور کرد که فقط از جنس خلوت گاه گاهی است. و احتمالا از یک رویکرد درونی خبر میدهد: اینکه راه و خیابان اتفاقات تازه، ارتباطات تازه، اندیشه های تازه و گوناگونی جهان را بن بست کرده ایم.

اگراین را نوشتم فقط چون باور دارم خیلی اوقات همین که چیزی را بدانیم در خودشناسی کمک مان میکند و همین که خودشناسی مان افزون شود به یافتن راه حل نزدیک می شویم. هرچند برخی اوقات به دوستانی که اینگونه شناختم شان پیشنهاد می کنم برای گشودن پنجره های وجود، از بیرون آغاز کنند و اگر همیشه نمی توانند، دستکم بعضی اوقات در و پنجره های اتاق و دفترشان را بگشایند. باید بگذاریم نور بتابد. بگذاریم سوز سرما و گرما سرازیر شود در اتاق هایمان.. بگذاریم حتی صدای ناهنجار بوق و اگزوز ماشین ها هم گاهی مهمان مان شود. بگذاریم اندیشه های مخالف بیاند. حتی اندیشه های ترسناک و از جنس کتابهایی که سالها پیش میترساندنمان که گمراه کننده اند و ضاله. اینها طبیعت و جهان مایند. اینها با همه بد و خوب شان شور زندگی میبخشند و تکاپوی اندیشگی.بستن هماره ء در به روی صداهایی که دوست نداریم، همان قدر ناموجه است که «حصر خانگی صداهای مخالف در عرصه سیاست». هرچند ظاهرا منطقه امن میسازد اما مجازی است و فسیل مان میکند. بنگرید به:

http://ghalam-va-ayene.blogfa.com/post/76

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مرداد ۱۳۹۶ساعت 13:45 توسط سید مهدی رضوی |
قلم و آینه...

ما را در سایت قلم و آینه دنبال می‌کنید

برچسب: هنر,زیستن,گشودن,پنجره,های,وجودی, نویسنده: بازدید: 93 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 12:06

صفحه بندی