قند پارسی2

خرید بک لینک

چندسال پیش بر همین دیوار متنی منتشر کردم با عنوان قند پارسی. دوست داشتید در این نشانی (آبینه) بخوانیدش:

http://ghalam-va-ayene.blogfa.com/post/52

موضوع اصلی آن نوشتار زبان فارسی بود که البته دغدغه همیشه من است. در آنجا گفته بودم که مهمترین معیار برایم در شایستگی یک واژهxad تازه عرف و پذیرش مردمی است. البته حرف تازهxadای نبود و بسیاری از زبان پژوهان و ادیبان و شاعران فهمیده بودند که اگر زبانی پویا بماند در دست و زبان همین مردم است که باقی می ماند و شاعران و نویسندگان اگر باید کاری کنند آن است که این اتفاقات خوب زبانی را فرونگذارند. هم صادق هدایت این را در نوشتارهایش دنبال می کرد، هم شاملو که زبان کوچه را قدر می شناخت و هم ابوالحسن نجفی با فرهنگ عامیانه اش و هم....

چند روز پیش با اصطلاحی در گفتگوی تهرانی ها آشنا شدم که بسیار برایم جذاب بود. همسر دوستم وقتی با همسرم صحبت می کرد درباره یکی از دوستان مشترکشان گفت: "فلانی رو نگو. شپش هاش منیژه خانمه."

گوشم تیز شد و گفتم: فلانی شپش هاش منیژه خانمه!

ـ آره، یعنی خیلی اوا خواهر است، خیلی ادا دارد. خیلی دوست داره با کلاس باشد و البته نیست. به اصطلاح طرف چسان فسان است.

چند روزی که در سفر بودم ذهنم مشغول این عبارت شد. اینکه چقدر زبان کوچه خوب است و پویا.

اساسا هر وقت می خواهید بدانید کسی چقدر در یک زبان بیگانه متبحر شده است باید ببینید چقدر بر کنایات آن زبان مسلط شده است. کنایات از پیچیده ترین بخش های زبانی اند که تا سال ها در هوای یک زبان نفس نکشیده باشی نمی توانی درکشان کنی.

حالا این عبارت طنز چه مایه کنایه را در خود حمل می کند:

اول اینکه فلانی شپش دارد. این نشان می دهد طرف مورد بحث احتمالا از سطح بالای فرهنگی یا اقتصادی برخوردار نیست.

دوم اینکه منیژه خانم بودن یعنی پر ادا و اطفار و افاده است.

سوم اینکه شپش های کسی منیژه خانم باشد. یعنی چقدر می تواند افاده ای باشد.

برای فهم این عبارت باید چندلایه از سطح زبانی آن برداشت. این را اگر بخواهی برای یک انگلیسی زبان توضیح بدهی یک هفته هم وقت بگذاری آخرش در نمی آید. فقط باید بو کشیدش. این قابلیت زبان مردم کوچه و خیابان است و ما رهایش کرده ایم و قدرش را نمی دانیم. اما همان طور که در نوشتار پیشین گفته بودم ارج نهادن به هویت ملی و دوست داشتن زبان مان نقطه محوری این جریان است. اگر ایرانی بودنمان را و زبانمان را دوست داشته باشیم خود بخود این اتفاق های زبانی جلوه می کند. در آن نوشتار نمونه ای چندی از این اتفاقها را آورده بودم.

در آخر باید بگویم که گمان نکنید این اصطلاحات بی پشتوانه ساخته می شود. مثلا وقتی دوستی اشاره کرد که ابولحسن نجفی به مفهوم منیژه خانم در فرهنگ عامیانه اشاره کرده است برایم جالب شد. هدایت در «ولنگاری» می آورد که واژه منیژه یا منیجه به عنوان شپش معروف شده است.

حالا این همه حرف زدم که جواب برخی از دوستان را بدهم. مدتهاست در نوشته هایم به جای «لینک» می نویسم «آبینه» و چندی است در صفحه شخصی ام به جای واژه «پست» می نویسم «گذاره» و به جای «استوری» می نویسم «گذارش».

چند نفری پیام دادند و گوشزد کردند که املایم ضعیف است و باید روی نوشتارم کار کنم. از لطفشان سپاس اما پیشتر بارها توضیح داده ام که اینها واژگان خودساخته و پیشنهادی من است.

«گذاره» که البته واژه «گزاره» را به ذهن متبادر می کند، همان تصویر یا عکسی است که در صفحه اینستاگرامتان بارگذاری می کنید. هم گذاشتنی است و هم قرار است چیزی را،حرفی را، حسی را و... منتقل کند. مثل گزاره.

«استوری» داستان آن لحظه ای است که می خواهیم گزارشش کنیم. «گذارش» هم «گزارش» آن لحظه است و هم ریشه گرفته از همان «گذاره» یا پست که توضیحش را دادم.

«آبینه» هم که به جای «لینک» به کار می برم هم آهنگ واژه «آیینه» را به ذهن روانه می کند، و قرار است مثل آیینه چیزی را نشانمان دهد. رنگش هم که آبی است و مثل آب خوردن هم ما را به دنیایی از اطلاعات می رساند. توجیه زیاد می توانم بتراشم، اما قبلا هم گفته ام قرار نیست هر واژه ای موجه باشد. فقط کافی است عرف آن را بپذیرد. من تلاشم را می کنم و واژگان دلخواهم را پیشنهاد می کنم. مهم نیست دیگرانی هم واژگانی پیشنهاد داده اند. هرکدام خوشتراش تر کارامدتر و ماندگارتر. بیاییم پویایی زبانمان را نگاه داریم!

قلم و آینه...

ما را در سایت قلم و آینه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 92 تاريخ: جمعه 17 آبان 1398 ساعت: 19:01

صفحه بندی