این متن را آرام و آهسته بخوانید:
الف ـ چندی پیش در فضای مجازی سخنی را به جناب علمxadالهدی(تماینده ولی فقیه در آستان ثروتمند قدس رضوی) منسوب کردند که گویا سایت متعلق به ایشان آن را شایعه اعلام کرد. سخن انتسابی آن بود که: «مردم با تحمل فقر تهذیب نفس میxadکنند و بیشتر منتظر ظهور میxadشوند و کمتر گناه خواهند کرد.» اما انکاری بر این سخن ایشان مشاهده نکردم که در سلسله جلسات فعالان فرهنگی سال 93 ابراز داشتهxadاند: «توسعه زندگی در رفاه، دید اسلامی نیست و اگر اصطلاحات دینی را بررسی کنیم، متوجه میشویم که قرآن به کسانی که به دنبال توسعه رفاه هستند "مترف" میگوید». ttp://www.bahaews.ir/news/57162/
البته ایشان به این مساله هم اشاره میxadکند که «ما کمونیست نیستیم و با پولداری مخالف نیستیم» اما مشخص نیست که چه نظریهxadای در پس این سخن است. حتما خاطرتان هست که ایشان در خطبه نماز جمعه در سال 91 هم گفته بودند: «اگر مرغ در دسترس نيست آن را با يك ماده پروتئيني ديگر جايگزين كنيد. مشهديها مگر اشكنه پياز داغ را يادتان رفته و آن زندگي را فراموش كردهايد؛ مگر قرار است برنامه همان باشد كه قبلاً بوده است»؟!
ب ـ از آقای مصباح یزدی، چندی پیش مطلبی را میxadخواندم که البته کلام دقیقxadشان در خاطرم نیست. مضمون سخن این بود که وظیفه حکومت اسلامی پیشرفت نیست. حفظ اسلام و نگاه داشتن امت در زیر پرچم اسلام، حتی در شعبxadابیطالب در صدر وظایف حکومت است. یا در همین رمضان اخیر گفته بودند: «فقیر به اخلاص نزدیکxadتر است، کمتر دچار گناه میشود و از صفات برجستهای برخوردار است و غرور در آنها راهی ندارد.»
ج ـ مقام معظم رهبری در جایی گفته بودند: «وظیفه حاکم اسلامی این است که مردم به بهشت و سعادت اخروی برسند.» {دیدار مردمی با مردم ایلام در 13 رجب 1393}
نه سیاسی نویسم و نه قواعد چنین نوشتنی را آموختهxadام. فقر مالی پدیده تازهxadای نیست. آماری که نگاه کنیم فقیرها نسبتxadشان به داراها بسیار بیشتر است. کم نیستند کشورهایی که مردمxadشان در فقر به سر میxadبرند و اتفاقا مردم ایران ـ صرفنظر از سرزمین ثروتمند ایران ـ در مقابل مردمان آن کشورها پادشاهی میxadکنند. بنابراین باز تاکید میxadکنم این یک متن نقادانه و حتی یک متن سیاسی نیست. صرفا یک برداشت و یک گزارش شخصی است. صرفا یک گزارش.
این را هم بگویم که این متن ممکن است برای خیلیxadها حرف تازهxadای نداشته باشد و برعکس خیلیxadها در دلxadشان بگویند «این بنده خدا چقدر دیر دوزاریش افتاده است.» شاید هم این چنین باشد. ولی میxadدانید که معمولا دغدغهxadهایم را میxadنویسم. شاید اگر این متن را یک گزارش ببینید نه یک نقد سیاسی، تفاوتش را با مقالاتی که در روزنامهxadها و مجلات متنقد خواندهxadاید سادهxadتر درک کنید و شاید حرفم برایتان جالب باشد. چون اصرار دارم بگویم که نوشتهxadام از جنس نقدهای و تحلیلxadهای بدبینانه ژورنالیستی نیست.
جملات بالا را آوردم تا خیلی سریع به این نتیجه برسم که به نظر میxadرسد که حاکمان ما مبتنی بر خوانش دینیxadشان از قرآن و روایات، بر این باورند که رفاه و حتی ثروت، مورد تایید قرآن نیست و بنابراین جلوی روزنهxadای که قرار باشد، رفاه را برای مردم فراهم کند میxadگیرند تا زمینهxadهایی که سبب میxadشود تا مردم از خدا دور شوند و وظیفه حکومت را به خطر اندازند (که نهی از منکر و سعادت اخروی را مخدوش کند)؛ ویران باشند.
برای اینکه حرفم را لمس کنید پیشنهاد میxadکنم کتاب الحیات اثر برادران حکیمی(محمدرضا حکیمی) را فقط تورق کنید. فایده این کار حداقل این است که میxadفهمیم نظر خیلیxadها که گمان میxadکنند، نهاد قدرتمند این جامعه از کارشناسان و متخصصین استفاده نمیxadکند؛ از مبنای مستحکمی برخوردار نیست. بلکه برعکس است و اتفاقا از کارشناسان قدر و فحلی استفاده میxadشود؛ اما احیانا نظر این کارشناسان با نظر منتقدین متفاوت است.
تدوینxadکنندگان این کتاب(الحیات) از همان ابتدا مدعیxadاند که تنها فهم درست از دین اسلام را ایشان ارایه دادهxadاند. (الحیات کار اسلام را با همه یکسره کرد)
در پی این ادعای سترگ، بخش گستردهxadای از این اثر را به بررسی اقتصاد اسلامی اختصاص دادهxadاند(چیزی حدود 4 جلد) کتاب را که ورق میxadزنید نتایجی که گرفتهxadاند به شکل برجسته ای خودنمایی میxadکند. البته آوردن این حجم از روایت و تفسیر در این مجال گنجاندنی نیست. فقط چند گزینه گزیده را با هم مرور میxadکنیم. پیش پیش باید اشاره کنم که این سخنان واقعا سخنان عمیق با ظاهری زیباست که در نگاه اول کمتر مسلمانِ مقلِدی را به تقابل و حتی تامل وامیxadدارد:
1ـ اسلام نه تنها به نکوهیدن تکاثر و متکاثران و کوبیدن کامل آنان بسنده نکرده، بلکه روش زندگی اترافxadگرایانه آنان را سخت مورد نکوهش قرارداده تا جامعه فسادِ کردار و انحراف معیشتی آنان را احساس کند و به ویران کردن پایگاهxadهای ایشان از ریشه بپردازد.
2ـ نظری خشم آمیز به انباشتن مال؛ چون آدمی را از یاد خداغافل میxadکند.
3ـ مال به خودی خود فتنه است.
4ـ اموال را پشتوانه زندگی مردم و استقامت ایشان دانستن.
5ـ عیب جویی از مال دوستی.
6ـ اصرا بر اینکه مال، مال خداست و همه امانتداریم.
و نگاه محوری به این آیه از قرآن «ان الانسان لیطغی/ ان رءاه استغنی»
همانا انسان طغیان میxadکند/ آن هنگام که خود را توانگر میxadیابد.
دغدغهxadای که باعث شد این سخنان منقول از سران حکومتی و اندیشمند، در ذهنم کنار هم جمع شوند، آن بود که خیلیxadهامان تصور مان بر این است که سیاستxadمداران و سران حکومت و سرزمینxadمان میxadخواهند که کشور پیشرفت اقتصادی کند و توسعه پیدا کنیم و فکر میxadکردم که تلاش میxadکنند ولی به دلایل متعدد داخلی و خارجی(مثل تحریم و...) نمیxadشود.
البته این قدرها هم سادهxadانگار نینگاریدم. یقینا مثل شما میxadدانم و میxadشناسم برخی سودجو را که با دستxadهای آلودهxadشان خون مردم را میxadمکند. مافیای کثیفی که همهxadمان بوی فسادکاریxadشان را میxadشنویم. اما از همان ابتدا تاکید کردم که اساسا متنی سیاسی یا نقادانه نمیxadنویسم، که نیازی به بازگو کردن این حرفxadهای تکراری و حتی کلیشهxadای نباشد. فساد اقتصادی و اداری و مافیای قدرتمندی که برای خودش دولتی در سایه است و اساسا نمیxadتواند مردم را در رفاه ببیند، جای خودش. اساسا نه منکر آنم نه میxadتوانم منکر باشم. لُبِّ سخنم جای دیگر است. تمرکز سخنم بر نشان دادن یک اندیشه است. اندیشهxadای که حتی در بسیاری از افراد خالص و خدمتگزار مردم هم ریشه دارد. اساسا با مطالبی که در بالا آوردم و گمان میxadکنم آن اندیشه در بین سران کشور اندیشهxadای جانxadدار باشد، برعکس تصورم، نگاه قدرت و قوه حاکمه ایران، به شکل ایدئولوژیکی باور دارد که ثروت و رفاه فاسدکننده است و فسادآور. جمله ششم که از الحیات آوردم را مرور کنید. «مال مال خداست». میxadدانیم که باور بر این است که حکومت اسلامی و الهی، دست خداست و حکومت اسلامی باید قدرتمند و ثروتمند باشد. (جمله چهارم منقول از الحیات را ببینید). بنابراین حکومت بایستی قدرتمند باشد اما این به معنای ثروتمند بودن مردم نیست. «ان الانسان لیطغی/ ان رءاه استغنی»/
به زبان مدرنxadتر که بخواهیم بگوییم این میxadشود که: مردم وقتی مرفه باشند به نیازهای ثانویه میxadپردازند و در این جهان متنوع و رنگارنگ امروزی، بسیار سخت است که بتوانیم ایشان را از لذتxadهای فسادآور و فاسدِ دنیایی، جدایxadشان کنیم. نیازهای اولیه که برطرف شد. موسیقی و سینما و تیاتر و هنر و فلسفه و آزادی و برابری جنسی و .... مطالبه میxadشود.
خیلی خلاصه نوشتم و امیدوارم سوءتفاهم پیش نیاید. ضمنا این را هم بگویم: اصرار دارم که تمییز دهید میان این اندیشه و اندیشه استعماریِ منسوب به چرچیل ، که می گفت: «عرب را سیر نگهدارید و ایرانی را گرسنه.»
دکتر سریع القلم زمانی گفته بود: «در ایرانِ امروز اجماعی بر سر توسعه و پیشرفت وجود ندارد.» شاید این سخن به همین معنا باشد.
قلم و آینه...ما را در سایت قلم و آینه دنبال میکنید
برچسب: فقر تئوریک, نویسنده: بازدید: 97