برخی افراد که تحت عنوان اراذل و اوباش در محلههای مختلف شهر محله را قرق میکنند یا مزاحم مردم و نوامیس مردم میشوند یا اقدام به زورگیری میکنند، قطعا مجرماند و طبعا باید دستگیر شوند و به سزای عملشان برسند. اما این رفتاری که از سوی نیروی انتظامی به این شکل صورت میگیرد یعنی گرداندن این افراد در سطح شهر به قصد شناساندن آنها امری است که در قوانین ما هیچ اشارهای بدان نشده است. البته بسیاری نیز به این رویه نقد دارند و این رویه را نه تنها خلاف قانون بلکه خلاف کرامت انسانی و در تعارض با قواعد حقوق بشری میپندارند. در اینکه این رفتارها مخالف اصول حقوق بشری است تردیدی نیست. همچنین اگر از دین خوانشی انسانی داشته باشیم، نمیتوان این رویکرد را تایید کرد چرا که دستکم مطابق قرآن کرامت انسانی امری پذیرفته شده و بدیهی است.
البته برخی متشرعه نیز چنین پاسخ میدهند که در شرع و متون فقهی مجازاتی تحت عنوان «تشهیر» یا مشهورکردن افراد مجرم وجود دارد و این رویه متاثر از آن امر شرعی است.
صرفنظر از اینکه نظر این قلم در این رابطه چیست، یک جرمشناس یا کیفرشناس خصوصا در عرصه عمل بایستی کارکردگرا باشد. یعنی باید فراتر از سپهر متون فقهی و سنت پرواز کند و از منظری عملگرایانه به این بیاندیشد که هدف از این کیفر چیست؟ و سوال مهمتر آنکه اجرای این نوع کیفرها به این هدف و نتیجه خواهد رسید یا خیر؟
تا کنون پژوهشی میدانی و آماری در این رابطه صورت نگرفته یا دستکم نگارنده با تحقیق جامعی در این خصوص برخورد نکرده است. به نظر میرسد اولین قدم در تحلیل این نوع رفتارها آن است که ببینیم آیا واقعا این کیفرها _ که بسیاری اوقات پیش از صدور حکم دادگاه صالح صورت میگیرد_ سبب اصلاح فرد میشود یا به دلیل بیآبروکردن وی، فرد متخلف را به سمت وقاحت و تجری بیشتر سوق میدهد. البته اگر از لحاظ علمی درست باشد که نتیجه دیگر پژوهشها پیرامون دیگر انواع مجازات را تعمیم دهیم، چه بسا پاسخ تقریبا مشخص باشد. اما هرچه هست پاسخ دقیق به این سوالات میتواند در تصمیمگیریهای بعدی ما موثر باشند. البته اگر قرار باشد کارشناسانه تصمیم بگیریم و امر را به متخصصین بسپاریم.
ما را در سایت قلم و آینه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 88